هفت رنگ هنر

نام گمشده

دلم راورق می زنم

          به دنبال نامی که گم شد

             دراوراق زردوپراکنده این کتاب قدیمی

به دنبال نامی که من.....

    من شعرهایم که من هست و من نیست

به دنبال نامی که تو.........

            توی آشنا ، ناشناس تمام غزلها

به دنبال نامی که او........

            به دنبال اویی که کو؟...

 از مرحوم استاد قیصرامین پور




نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۸/٢٦ توسط مینا.ب
   ّپدر


این طراحی رو ازروی عکس پدرم کشیدم که مربوط میشه به سالهای خیلی دور دوران

سربازیش...خیلی وقت بودکه طراحی نکرده بودم و بنظرم کارخوبی شده.

ازنظرکنتراست خیلی عکس عالی و جالبیه و توی طراحی و سایه روشن و تعادل سایه ها

خیلی کمک کننده بود.پدرم هم خیلی خوشش اومد........




نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۸/٢۱ توسط مینا.ب

   دستورزبان عشق

دست عشق از دامن دل دورباد

می توان آیابه دل دستورداد؟

                می توان آیا به دریا حکم کرد

                که دلت رایادی ازساحل مباد؟

موج راآیاتوان فرمود: ایست !

بادرافرمود:باید ایستاد؟

                آنکه دستورزبان عشق را

                 بی گزاره درنهاد ما نهاد

خوب می دانست تیغ تیزرا

درکف مستی نمی بایست داد

                            زنده یاد قیصرامین پور




نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۸/۱٩ توسط مینا.ب

                   از اتاقک تاریک تا دوربین عکاسی...

این قسمت رو بنا به درخواست یکی ازدوستان ایجاد کردم که علاقه داشت بیشترراجع به

عکاسی واتاقک تاریک بدونه...امیدوارم مورد توجه همه شما قراربگیره. 

همونطور که همه ما میدونیم عکاسی از زمانهای گذشته تا کنون یکی از پرطرفدارترین

گرایشهای هنرهای تجسمی بین اقشار مختلف مردم بوده وهست.....

اینکه چطورشد که انسان تونست تصویررو ثبت کنه وعکس تولید کنه یکی ازعجیبترین و

 جذابترین مباحث علمی درطول تاریخ هست....

شایدهمه شما دوست داشته باشین بدونین اولین عکسی که گرفته شده چه شکلیه؟عکاسش

 کی بوده؟.....عجله نکین.....براتون میگم......

خب....پیدایش عکس و عکاسی داستان جالب و پیچیده ای داره.....من بطور خلاصه

چیزهایی رو که توی کتابهای مختلف خوندم براتون مینویسم.....بیشتر مطالبی که اینجا

 براتون مینویسم از کتاب عکاسی 1 هست....

همه چیز از پیدایش وسیله ای بنام اتاقک تاریک شروع شد....اتاقک تاریک چیه؟جعبه یا

اتاقکی که فقط بر روی یکی از سطوح آن روزنه ای ریز تعبیه شده....نور از روزنه عبور

 میکنه و تصویری نسبتا وا ضح اما وارونه بر روی سطح مقابل تشکیل میده....

در واقع عبور نور از روزنه و تشکیل تصویر توسط آن در قرن 11،بوسیله دانشمندی

مسلمان به نام ابن هیثم کشف شد...واین اکتشاف باعث پیدایش اتاقک تاریک شد.....

در واقع تصویر تشکیل شده در اتاقک تاریک از همان نقاط بسیار کوچک نور ایجاد شده...

کم کم این وسیله در نقاط مختلف دنیا رواج پیدا میکنه و نقاشان زیادی از جمله داوینچی از

 این وسیله استفاده میکردند.....

داوینچی این وسیله روکامرا آبسکورانامگذاری کرد و روزنه ریز آن که نور منعکس شده

از شی را بازتاب میداد راپین هول نامید....

در سال 1550 دانشمند و ریاضیدان ایتالیایی بنام جرولامو کاردانو این وسیله رو به یک

 عدسی محدب مجهز کرد تا به وضوح تصویر ایجاد شده کمک کنه...ودر قرن 17 هم ایینه

 45درجه به اون اضافه میشه ....تا این زمان چیزی به اسم عکاسی وجودنداشت.اما.....

 در سال 1727 میلادی یک شیمیدان آلمانی بنام شولتز کمک بزرگی به اختراع عکس

 میکنه...

اینطور که شولتز توی آزمایشگاهش کاغذی آغشته به نیترات نقره و آهک داشته....روی

این کاغذ برگ درختی می افته....بعد از مدتی شولتز برای برداشتن کاغذ به محل مراجعه

 میکنه و می بینه که کاغذ مثل همیشه سیاه شده اما به محض آنکه برگ را از روی آن بر

می داره با کمال تعجب می بینه که محلی که برگ روی آن قرار گرفته هنوز سیاه نشده...و

 می فهمه که برگ درخت مانع رسیدن نور به آن قسمت کاغذ شده است....در نتیجه باعث

تیره نشدن آن شده ...

اگرچه تصویر برگ  روی کاغذ خیلی زود بر اثر تابش نور خورشید از بین رفت اما باعث

 آغاز فعالیتهای وسیعی در عکاسی شد.....

و اما....اختراع بسیار مهم بعدی توسط کسی بنام سر جان هرشل انگلیسی صورت گرفت..

اون تونست خواص هیپوسولفیت دوسود ، ماده ای که از اون به عنوان تثبیت کننده تصویر

 استفاده شد رو اختراع کنه.درواقع تا قبل از این اختراع مشکل اصلی این بود که تصویر

 ایجاد شده روی نیترات نقره رو چه طور تثبیت کنند که هیپو سولفیت د و سود تونست این

مشکل رو برطرف کنه...

این ترکیب به اسم محلول ثبوت شهرت پیدا کرد و تا به امروز هم برای چاپ کردن نگاتیو

به روش های ابتدایی واولیه که جهت آموزش هنر آموزان هست از این ما ده استفا ده میشه..............

و سر انجام شخصی بنام ژوزف نیسفور نی ئپس موفق شد برای اولین بار مواد حساس رو

در اتاقک تاریک بکار ببره و.....

اون در سال 1826 عکسی از املاک شخصی خود واقع در دهکده ای بنام سن لو دو وان

 گرفت...بعد اون رو در اتا قک تاریک برد و 8 ساعت  به  اون نور داد سپس عکس رو

ظاهر کرد و بدین ترتیب اولین عکس ثابت دنیا به ثبت رسید.....نی ئپس این روش را هلیو

گرافی نامید .........

خب....بعد از این اختراع مهم افراد زیادی در گوشه و کنار جهان به تحقیقات خود ادامه

دادن....ویلیام هنری فوکس تالبوت با تهیه تصویر نگاتیو در ابعاد کوچکتر بزرگسازی

تصویر و بدست آوردن تصویر پوزتیو یا مثبت دو مرحله اصلی در ظهور عکس را ایجاد

کرد.......

یه چیزخیلی جالب اینکه دراون زمان مجبوربودن صفحات حساس به نورروکه میخواستن

عکس رو روش ظاهر کنن حتما به اندازه ی سوژه عکاسی بسازن.....

و برخی مواقع برای عکسبرداری ازموضوعات بزرگ از دوربین هایی بنام ماموت کامرا

 استفاده میکردن......توی کتاب نوشته شده که این دوربینها 11 نفر خدمه داشتن...!!!

یکی از این دوربینها برای عکسبرداری از یه واگن قطار ساخته شده بود...اما اینجا ارزش

 اختراع تالبوت مشخص میشه...اون با اختراع تصویر نگاتیو این امکان رو ایجاد کرد که

 از موضوع در ابعاد کوچک و نگاتیو عکسبرداری بشه و بعد در ابعاد بزرگ و دلخواه یا

همون پوزتیو چاپ بشه.......و این خدمت بسیار بزرگی به عکاسی بود.....

در اون زمان مردم خیلی به عکاسی ترغیب شده بودن و عده ی زیادی برای گرفتن عکس

 از چهره خودشون به آتلیه های گوناگون می رفتن....

اما نکته بسیار جذاب وجالبی که توی این نوع عکسبرداری پرتره بکار میرفت این بود که

 برای اینکه سوژه تکان نخوره وعکس محونشه اونرو بوسیله ای به اسم آپلو می بستن

آپلو چیه؟ وسیله ای بوده که برای شکنجه کردن زندانیها ازش استفاده میکردن....

 

اما بهر حال بعد از گذشت چندین سال عکاسی به مرور پیشرفت کرد....فیلمهای عکاسی

پیشرفته شدن ، انواع و ابعاد گوناگون پیدا کردن ...دوربین ها کوچکتر ومجهزترشدن ...تا

جاییکه امروزه شاهد ظهور دوربینهای متنوع از جمله دوربینهای دیجیتال در انواع گوناگون

 هستیم....

این هم تاریخچه عکاسی وپیدایش عکس،اینکه چطورازاتاقک تاریک رسیدیم به دوربینهای

 عکاسی...البته توضیحی مختصروکوتاه بود،امیدوارم موردتوجهتون قرارگرفته باشه...




نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۸/۱٤ توسط مینا.ب

                            دوربین ثابت کننده تصویر

قانون اصلی استفاده ازکامراآبسکوراازدوران گذشته شناخته شده اماازآن تاقرن شانزدهم

تنها به عنوان دستگاهی که قدرت تشکیل تصویری انتزاعی ازتصویراصلی راداشت استفاده

می شد.

اما نوع قابل حملی ازآن اختراع شد که می توانست تصویررابرروی کاغذ یا صفحه شیشه

ای نمایان سازد که بدین وسیله امکان تکثیر تصویر برروی صفحه دیگرمیسرمی گردید .

بنظر میرسد که ورمیر به احتمال فراوان ازاین وسیله درنقاشی منظره دلفت استفاده کرده

 است.




نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۸/۱٢ توسط مینا.ب

چشم انداز دلفت

view of delft

61-1660

رنگ روغن روی بوم 98.5*117

موزه موریتس هاوس

ورمیرچشم اندازشهرش رااززاویه جنوب و ازآن سوی کانال اسخیschie کشیده

است.این کانال،راههای آبی روتردام،اسخیدام وبندردلفت را به هم وصل میکند.ابرهای

 تیره برپیش زمینه ودوسوی کانال ،سایه انداخته اند.

درچشم اندازدیوارها،دودروازه ی شهررا به روشنی می توان دید.یکی دروازه اسخیدام

دیگری دروازه روتردام بابرج دوگانه.درپشت آن مرکزشهرقراردارد.

چشم انداز دلفت اززمره نگاره های سخت مکان نگاری درجمهوری سرزمینهای پایین

دست جمهوری ندرلند است.

چنین مکان نگاره هایی اغلب و بدون استثناء چشم انداز گسترده شهر را ازآن سوی

رودخانه یاکانال شهررسم میکندوجزئی ازهنرنقاشی مکان نگارانه به شمارمی آیند.

نمونه های مشهوازاینگونه نقاشی چشم انداز زیریکزی اثراسیاس فان فلده است که

درموزه ی برلین نگهداری میشودیا دواثرمکان نگارانه ازچشم اندازشهردلفت درسال

1615از هندریک فروم.

چشم انداز دلفت درمیان کارهای ورمیرجای خاص دارد.ورمیرجزاین کار ونگاره کوچه

تنهابه نقش ازدرون خانه پرداخته است.حتی درکارهای ورمیرازدریچه بازشده به بیرون

وجلوه ی بیرون خانه هم نشان نیست.دریچه درنگاره های ورمیر منبع نوراست و بس.

برای این پرسش که چه انگیزه ای سبب آفریدن این کاربیرونی شده است،پاسخی وجود

ندارد.هیچ یادداشت و شرحی نیز از زمانه ی نزدیک به زیست ورمیر دراین باره وجود

ندارد.حتی روشن نیست این کاربه سفارش آفریده شده است یانه.

دربازسازی وپاکسازی روغن جلای کهنه شده ازاینکار درسال 1994، دقت ورمیردر

پرداخت نور به درستی روشن شد.چشم انداز دلفت انباشته است ازتکنیکهای گوناگون

نقاشی واستفاده اززمینه کرباس خود بوم،درجای جای پرده ورمیرباگذاشتن لایه نازک

رنگ قرمز مایل به قهوه ای وروی آن لکه گذاری باقرمز،قهوه ای وآبی به این تاثیر

دست می یافت.

اثرزبری سنگ ومواددیگر رابااستفاده از ذرات نساییده رنگ بدست می آوردکه نشان

آن ،تنها وتنها درکارهای او ازآن زمان دیده می شود.تکنیکی که پرده را ازسطح صاف

بیرون می آورد . استفاده اواز رنگ درسفال بام ها زیرآفتاب متفاوت است . سفال های

گوناگون انگاردرحال ذوب وتبدیل شدن به سطحی یکدست اند.دراینجا هم ازلایه ضخیم

رنگ استفاده شده است.

دربرج کلیسا نیزبه استفاده از ذرات نساییده ودرشت رنگ روی آورده است.ازهمه این

تکنیکها درنقش قایق سمت راست استفاده شده است . آمیزه ای از مایه های گوناگون

رنگ اخرایی وخاکستری وضربه های آزاد قلم مودررنگ گذاری سپید درچرخش قوسی

قلم که هیچ کوششی درپوشاندن آن نداشته ازروش خیس درخیس آبرنگ نیز سودجسته

است ودرکنارآن اززمینه زیر پارچه نیز استفاده کرده است.این روش برای نشان دادن

پژواک نور ازموجهای آب برقایق استفاده شده است.

به احتمال زیاد ، ورمیر درنقش این پرده از دوربین ثبت کننده تصویر یا همان کامرا

 آبسکوراسود جسته است که درآن زمان تصویررابشکل عکس وبرای مدت کوتاهی

ثابت نگه میداشته است .اما تصویرهرگزروشن با خطوط جداساز واضح نبوده است.

البته هیچ شرحی در دست نیست که این گمان راثابت کند و نیز دراین سوی کانا ل ،

امکان کارگذاری چنین عدسی نبوده است . مگرآنکه خانه ای نیز در این سوی بوده

باشد .این گمان که ورمیرپرده را به کمک دوربین ثابت کننده کشیده است ، حقا نیت

چندانی نیز نمی تواند داشته باشد،زیرادراین پرده مکان نگاری احتمال چنین استفاده 

ای درآن زمان بس اندک بوده است.اگرهم استفاده ای شده،باید ثبت صحنه وبعدکار

روی آن درکارگاه با انجام تغییرات باشد . تنهامحوبودن خطها و تا ثیرهای نوری بر

قایق می تواند این گمان راقوی کندکه ازدوربین استفاده ای انجام گرفته است.شاید

هم ورمیردرثبت چشم انداز شهرازآن دوربین به عنوان نمونه کارسودجسته باشد.

این گمان تنهادرمقایسه نقشه های جغرافیایی شهروپرده های دیگران ازسده هفدهم

وهجدهم می تواند شکل گرفته باشد.بناهای موجوددراین پرده به رغم کوشش ورمیر

درجابجا کردن به سودترکیب بندی،به روشنی قابل شناسایی اند.درمکان نگاری حدود

سال 1675ازچشم انداز دلفت می توان دید که شهروترکیب بناها به این ترتیب  پرده

ورمیرنیستند ونبوده اند.

قاب این پرده راخودورمیرساخته که هنوزسالم مانده است.رنگ قهوه ای خاک ترکیبی

است ازروغن یاسفیده تخم مرغ،اندکی گچ، سرب، اخراوعنبروکمی رنگ سیاه ازپودر

سنگ.دراستفاده ازاین ترکیب رنگ است که ترکیب بندی خودپرده آمیزه ای ازتاریکی

وروشنایی شده است. نقاش پشت بوم راباموم پوشانده است تا بتواند آنرا بادوام تر و

وسنگین تر ازاندازه ای که به چشم می آید بسازد.زیربخش های روشن ازسپیدسربی

استفاده شده است تاترکیب قابل باورتری بابخشهای تیره بدست دهند.بخشهای تیره روی

زمینه سیاه بارنگ روشن نقاشی شده اند.دربخشهایی که آبی به چشم می آیندازرنگهای

زرد،اخرایی و جلای بی رنگ استفاده زیادی شده تانقش سطح پارچه جلوه چشم نوازی

ازسطح دیوارها را بدست دهند...

قابی که ورمیر برای این پرده نقاشی ساخته

 

 




نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۸/٩ توسط مینا.ب

دختربا کلاه قرمز

Girl with a red hat

67-1666

رنگ روغن روی چوب   18.1*23.2

نشنال گالری واشنگتن

این پرده نقاشی تحسین شده از سوی بسیاری از هنرشناسان،به دلیل صراحت،

وصمیمیت نسبت به کارهای دیگر ورمیر است.جسم دختر به دلیل نزدیک بودن

به لبه ی پایین برجسته و بزرگنماست.

آرنج را به دسته صندلی تکیه داده،اندکی برگشته و چشم در چشم بیننده دارد.با

دهانی نیمه باز وبرق انتظار در چشمان.

کاربرد رنگ به ظرافت تمام است.هم ازنظر هنر نقاشی هم روانشناسی تن

برزمینه رنگمایه های محو فرش د یواری جایگذاری شده ا ست و دوتاکید

رنگی ،سرخ کلاه و آبی لباس برجسته تر شده اند.سرخ آتشین پرها ی لبه

کلاه انگار از پرده بیرون زده است و به همین دلیل مایه ای قوی وروانی

به تصویر داده است.نگاه نافذ دخترراقویتر کرده و در سایه نارنجی رنگ

چهره ی دختر حل شده است.

آبی لباس به عکس سرد و درتضادبا رنگ سرخ است.حس ظریف ورمیر

درپژواک رنگ از بنفش عمیق زیرکلاه وسایه اندکی سبز برصورت دختر

پیداست.ورمیر،درست مثل نگاره زن با ترازو باگذاشتن رنگ سرخ مایل به

قهوه ای وبعد رنگ آبی ونیز استفاده از رنگمایه های زرد در چینهای لباس

به رنگ آبی نیز گرما بخشیده است.

نور نقش بسزایی در برجسته نمایی دارد.کلاه،لباس آبی،سر شیرباحلقه ای

دردهان، در مرکز نقاشی،رنگ سپید دستمال گردن توجه بیننده را به دختر

بیشتر جلب می کند .تکنیک نقاشی دراین کار با آثار او درطول سال های

1665 تا 1670 مطابقت دارد.مثل نگاره زن در حال نوشتن درلباس زرد

،ورمیر با اطمینان خاطر وتراشیدن لایه رنگ سپید باوسیله ای جزقلم مو

به تاثیردلخواه دست یافته است.

با گذاشتن آزاد ته مایه رنگهای مختلف در دور دهان و چشم چپ نیز به

تصویرزندگی بخشیده است. درسایه لب پایین ،رنگ صورتی تند وبنفش

کمرنگ درکنار چشم چپ و یک نقطه سبز. ورمیر از همین تکنیک در

پرده های سه نوازنده موسیقی،و زن گلدوز استفاده کرده است.

این نگاره به رغم نزدیکی با پرده های دیگراستثنایی نیزهست.او به عکس

کارروی بوم،این پرده را روی تخته چوب نقاشی کرده است.نکته ی دیگر

حالت چهره دختر است.این دختر در مقایسه بادختری باگوشواره مروارید

غریبه تر بنظر میرسد.نزدیکی ،محو و پنهان شده است.

ترکیب بندیهای ورمیرحاصل تجربه واستادی اودراستفاده از تکنیکهای نقاشی

است.فیگورها با استفاده دقیق از ژرف نمایی نور و رنگ به تصویرکشیده شده

اند .ازتصویر سر شیرها میتوان پی برد که ورمیر واقعیت را بی چون وچرا

تقلید نمیکرد.شیرسمت چپ کمی بزرگتر است ودرگوشه پایین ترنقاشی شده

است.درحالیکه دیده میشود شیر راست،بخشی از دسته صندلی است وبه نظر

کمی بالاتر از آن یکی قرارگرفته.سر شیرها رو به بیننده دارند،درحالیکه باید

بسوی دیگرنگاه کنند.باتوجه به حالت نشستن دختر،برخی هنرشناسان به همین

دلی تردید کرده اند که کار از ورمیر باشد.بااین همه،شکل سر شیرها و جای

گرفتنشان درتصویر واینکه بریک خط قرار ندارند ، به نگاه ورمیردرترکیب

بندی بسیارنزدیک است.

انتخاب ورمیر درکشیدن روی تخته چوب نیز میتواند به دلیل استفاده ازسطح

زمخت وابزار زمخت درنزدیک ترشدن به موضوع باشد .درعکسبرداری با

اشعه ایکس دیده شده است که فیگور ، ابتدا فیگورمرد بوده است . ورمیربا

تراشیدن رنگ و رنگ گذاری های دوباره که تنها برسطح سخت ممکن بوده

است،به صمیمیت فضا و آفرینش آن نزدیکترشده است.




نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۸/۳ توسط مینا.ب
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   نويسندگان

   موضوعات

   صفحات جانبي

   دوستان


کـد های جاوا تغیــیر شکل موس قالب وبلاگ

Blog Skin